درسنامه آموزشی پیامهای آسمان کلاس هشتم
درس 12: ارزش کار
عبادت بزرگ
«… قدمهایش را تندتر کرد. میخواست هرچه زودتر خود را به خانه برساند. در این بعد از ظهر داغ مدینه، فقط کسانی از خانه بیرون میآمدند که کار خیلی مهمی داشتند. همین طور که با عجله راه میرفت، از دور چشمش به کسی افتاد که زیر آفتاب سوزان در زمین کشاورزیاش مشغول کار بود. با خودش گفت: عجب آدم حریص و دنیاطلبی! مگر پول و مال دنیا چقدر ارزش دارد که انسان این گونه خودش را برای به دست آوردن آن به زحمت بیندازد؟ خوب است او را نصیحت کنم.
کمی که نزدیکتر شد، تعجبش بیشتر شد. درست میبینم؟ او محمد بن علی (امام باقر (ع)) است؟! ببین چگونه عرق میریزد و کار میکند؟!
- سلام علیکم
امام ایستاد. نفس زنان و عرقریزان جواب سلامش را داد و دوباره مشغول به کار شد.
- آخر بزرگی از بزرگان قریش، در این هوای گرم با این حال عرق بریزد و به دنبال دنیا باشد؟! اگر همین حالا مرگ شما فرا رسد و شما در این حال بمیرید چه خواهید کرد؟!
حضرت لحظهای دست از کار کشید و فرمود: «اگر در این حال مرگم فرا رسد، در حال عبادت خدا از دنیا رفتهام. من تلاش میکنم تا با کار کردن، خودم و خانوادهام را از کمک دیگران بینیاز سازم. این عبادت خداوند است. اگر قرار باشد از چیزی بترسم، باید از این بترسم که در حال گناه و معصیت مرگم فرا رسد.
سرش را پایین انداخت و کمی فکر کرد. چه جواب حکیمانهای! میخواستم او را نصیحت کنم، اما او مرا نصیحت کرد. خدا را شکر که به اشتباهم پی بردم…»
ثمرات کار و کوشش
کار و تلاش برای بینیاز شدن از دیگران، نه تنها ناپسند نیست؛ بلکه جزء عبادتهای بزرگ قرار دارد.
رسول خدا (ص) در این باره میفرماید:
عبادت ده جزء دارد که نُه جزء آن، کار و کسب حلال است.
فایدهٔ دیگر کار کردن، توانایی برای انفاق، سخاوتمندی و مشارکت در کارهای خیر است. شما هیچ انسان عاقلی را نخواهید یافت که دوست داشته باشد از پاداش بزرگ خداوند به سخاوتمندان، محروم شود. کسی که خودش نیازمند کمک دیگران باشد، آیا میتواند به دیگران انفاق کند؟ آیا کسی که خودش درآمدی ندارد، میتواند اموالش را سخاوتمندانه در کارهای خیر خرج کند؟
یکی دیگر از ثمرات کار، برطرف ساختن مشکلات اجتماعی است. کار و اشتغال مناسب میتواند از بسیاری از جرائم و تخلفات اجتماعی مانند مزاحمتهای خیابانی و تکدّی گری جلوگیری کند.
فعّالیت کلاسی (صفحهٔ 123 کتاب درسی)
به نظر شما بیکاری چه مشکلات دیگری در جامعه به وجود میآورد؟
رواج بی بند و باری - فساد – دزدی - از بین رفتن امنیت و آرامش در جامعه
کسب حلال
یکی از اصحاب امام صادق (ع) از ایشان پرسید: کسی از راه حرام مالی را به دست میآورد و برای اینکه گناهش پاک شود، از همان مال به فقیران صدقه میدهد، به نزدیکانش رسیدگی میکند و به زیارت خانه خدا میرود. این کارهایش نزد خداوند چگونه است؟
امام (ع) فرمود:
آنچه گناهان را پاک میکند، کارهای نیک است، اما کار حرام نمیتواند حرام دیگری را پاک کند.
بنابراین، اگر کسی اموالش را از راه حرام به دست آورد، مرتکب گناه بزرگی میشود که حتی اگر همهٔ آن اموال را در کارهای خوب نیز مصرف کند، نه تنها گناهانش پاک نمیشود؛ بلکه گناهی به گناهانش افزوده خواهد شد.
آیا میتوانید حدس بزنید وارد شدن اموال حرام به زندگی انسان، چه تأثیرات دیگری بر زندگی او خواهد داشت؟
فعّالیت کلاسی (صفحهٔ 124 کتاب درسی)
مردی نزد پیامبر اکرم (ص) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا، از خداوند بخواهید دعاهای مرا مستجاب کند. رسول خدا فرمود: اگر میخواهی به این خواستهات برسی، کسب و کار حلال در پیش بگیر.
این حدیث به یکی از آثار مال حرام در زندگی اشاره میکند:
پیام: مستجاب نشدن دعاها.
اکنون به این دو حدیث توجه کنید و مانند نمونۀ بالا، پیام هر حدیث دربارۀ مال حرام را بنویسید.
1- امام رضا (ع): مالی که از راه حرام به دست آید، زیاد نخواهد شد و اگر هم زیاد شود برکتی نخواهد داشت.
پیام: از بین رفتن برکت از مال
2- امیرالمؤمنین (ع): کسی که اموالش را از راه نادرست به دست آورد، در جای نادرست هم آن را از دست میدهد.
پیام: از دست دادن مال در جای نادرست
خیانت در کار
اگر انسان اموالش را از راه حرام مانند دزدی، قمار، خرید و فروش اجناس قاچاق به دست آورد، آن اموال حرام است و کسی حق استفاده از آنها را ندارد.
اما گاهی اوقات انسان با اینکه شغل خوب و حلالی دارد، اموالی که از آن شغل به دست میآورد حرام است؛ مثلاً کسی که وسیلهٔ بیکیفیت را در بسته بندی وسیله خوب و با کیفیت قرار میدهد و آن را با قیمتی بیشتر میفروشد، به همان مقدار که پول بیشتری دریافت میکند مال او حرام میشود و واجب است آن را به خریدار برگرداند؛ و یا کارمندی که موظف است هر روز در محل کارش به انجام امور اداری بپردازد؛ اگر در ساعت کاری به وظایفش نپردازد، پولی که دریافت میکند، حق او نیست و استفاده از آن پول برایش حرام است؛ بنابراین، انسان در هر شغلی ممکن است به خاطر بیتوجهی و کوتاهی در انجام وظایفش، گرفتار مال حرام شود.
خداوند دربارهٔ این افراد میفرماید:
خودت را امتحان کن (صفحهٔ 126 کتاب درسی)
1- کار کردن چه فوایدی برای فرد و جامعه دارد؟ سه مورد را بیان کنید. کسب توانایی برای انفاق - امکان سخاوتمندی و مشارکت در کارهای خیر - برطرف ساختن مشکلات اجتماعی
2- چند کار نام ببرید که درآمد آنها حرام است. قاچاق اسلحه - قاچاق مواد مخدر- خرید و فروش لوازم دزدی - خرید و فروش سی دیهای غیر مجاز
3- سه شغل حلال نام ببرید که ممکن است درآمد صاحبان آنها حرام شود.
فروشندهای که وسیله ای بیکیفیت را در بسته بندی وسیله باکیفیت قرار میدهد و به قیمتی بیشتر میفروشد مال او حرام میشود. کارمندی که در ساعت کاری به انجام وظایف اداری خود نپردازد، پولی که میگیرد حرام است. معلمی که در ساعت کاری به جای تدریس به دانش آموزان به کار شخصی خود بپردازد، پولی که میگیرد حرام است.
4- کسب و کار حرام چه آثار بدی بر زندگی انسان دارد؟
انسان مرتکب گناه بزرگی شده که حتی اگر همه آن اموال را در راه خیر مصرف کند گناهش پاک نمیشود.
1- مستجاب نشدن دعاها
2- از دست دادن مال در جای نادرست
3- دور شدن از خداوند و غرق شدن در گناه
4- عذابهای دنیوی و اخروی
5- از بین رفتن برکت از مال
6- فقر و تنگدستی
پیشنهاد (صفحهٔ 126 کتاب درسی)
داستان بازار سیاه (داستان شمارهٔ 33 از کتاب داستان راستان، نوشته استاد شهید مرتضی مطهری) را بخوانید و آن را برای دوستانتان بازگو کنید.
عائله امام صادق و هزینه زندگی آن حضرت زیاد شده بود. امام به فکر افتاد که از طریق کسب و تجارت عایداتی به دست آورد تا جواب مخارج خانه را بدهد. هزار دینار سرمایه فراهم کرد و به غلام خویش که «مصادف» نام داشت فرمود: «این هزار دینار را بگیر و آماده تجارت و مسافرت به مصر باش».
«مصادف» رفت و با آن پول از نوع متاعی که معمولاً به مصر حمل میشد خرید و با کاروانی از تجار که همه از همان نوع متاع حمل کرده بودند، به طرف مصر حرکت کرد.
همینکه نزدیک مصر رسیدند، قافله دیگری از تجار که از مصر خارج شده بود، به آنها برخورد. اوضاع و احوال را از یکدیگر پرسیدند، ضمن گفت گوها معلوم شد که اخیرا متاعی که مصادف و رفقایش حمل میکنند بازار خوبی پیدا کرده و کمیاب شده است. صاحبان متاع از بخت نیک خود، بسیار خوشحال شدند و اتفاقا آن متاع از چیزهایی بود که مورد احتیاج عموم بود و مردم ناچار بودند به هر قیمت هست آن را خریداری کنند.
صاحبان متاع، بعد از شنیدن این خبر مسرت بخش، با یکدیگر هم عهد شدند که به سودی کمتر از صد در صد نفروشند. رفتند و وارد مصر شدند. مطلب همان طور بود که اطلاع یافته بودند. طبق عهدی که با هم بسته بودند بازار سیاه به وجود آوردند و به کمتر از دو برابر قیمتی که برای خود آنها تمام شده بود نفروختند.
مصادف، با هزار دینار سود خالص به مدینه برگشت. خوش وقت و خوشحال به حضور امام صادق رفت و دو کیسه که هر کدام هزار دینار داشت جلو امام گذاشت. امام پرسید: «اینها چیست؟»
گفت: یکی ازاین دو کیسه سرمایهای است که شما به من دادید و دیگری که مساوی اصل سرمایه است سود خالصی است که به دست آمده.
امام: «سود زیادی است، بگو ببینم چطور شد که شما توانستید این قدر سود ببرید؟».
قضیه از این قرار است که در نزدیک مصر اطلاع یافتیم که مال التجاره ما در آنجا کمیاب شده، هم قسم شدیم که به کمتر از صد در صد سود خالص نفروشیم و همین کار را کردیم!
«سبحان الله! شما همچین کاری کردید!، قسم خوردید که در میان مردم مسلمان بازار سیاه درست کنید، قسم خوردید که به کمتر از سود خالص مساوی اصل سرمایه نفروشید! نه، همچو تجارت و سودی را من هرگز نمیخواهم».
سپس امام یکی از دو کیسه را برداشت و فرمود: «این سرمایه من» و به آن یکی دیگر دست نزد و فرمود: «من به آن کاری ندارم».
آنگاه فرمود: «ای مصادف! شمشیر زدن از کسب حلال آسانتر است»